غزلی در نتوانستن ..
یکشنبه 8 اردیبهشت1387
کسانی شعر شاملو رو دهن کجی به باورهای مردم می دانند !
شما چی ؟؟!
از دست های گرم تو ، کودکان توأمان آغوش خویش
سخن ها می توانم گفت
غم نان اگر بگذارد..
نغمه در نغمه افکنده ، ای مسیح مادر ! ای خورشید!
از مهربانی بی دریغ جان ات
با چنگ تمامی ناپذیر تو سرودها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد..
چشمه ساری در دل و
آبشاری در کف
آفتابی در نگاه و فرشته ای در پیراهن،
از انسانی که تویی
قصه ها می توانم گفت
غم نان اگر بگذارد..
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:10 توسط مهتاب




