وقتی قدم به صحن باران خورده ی « جهان نما » گذاشتم حس ناشناسی گریبانم را گرفت.
حسی که مرا وا می داشت نقب به گذشته ای بزنم که بیشتر شنیده ام و اکنون می بینم.
به تخت جمشید رفتم به نقش رستم، نارنجستان ،ارم ، ارگ ، که در طول سالیان دراز
هنوز حتی یک گام از موضع دول مقتدر خویش عقب ننشسته اند و دست زمان هنوز
نتوانسته آنها را به زانو در آورد.
آنجا که تبلور گفتگوی شگفتی است میان معنویت و میراث پدری.
انجا که می توان با برداشتن حصارهای زندان روح ، به تطمئن القلوبی دست یافت .
مدینه ی آمال دیرینم ! شهر افسانه ها ! افسانه ی شهرها ! افسون تاریخ ! آرمانشهر
دولت مقتدر زند !
میراث دیرینه ی پارسیان تنها مربوط به دیروزمان نیست ، که به امروزمان نیز تعلق دارد.
جای جای این خاک هنرخیزت بوی و بانگ آن رفتگان جانشین ناپذیر به شامه و سامعه مان میرسد و بند بندش حکایت از غم یاران رفته دارد.
که: هر ویرانه نشان از غیبت انسانی است.
سرزمین مظلومیت مروتها ! ایران من ! با من همنوا شو ! از بیدادی که بر حیثیت
و فضیلت فرهنگ پر توانمان میرود. از اخلالی که در شعور فرهنگی مان میشود.
از وجهه ای که کسب کرده ایم در اذهان :« ما که تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم
و آن نگفتیم که بکار آید .»
ما که با کند و کاو در فرهنگ و هویتمان به دلهایی رسیدیم که چارق از پای در آوردند تا
پای نازک فرزندانشان را پای پوش« رفتن » ببخشند.آنها که یادمان دادند: « پیراهن صبر
بر زخمهای خاطرمان بپوشیم .» و همین کار را هم کردیم..
هویت مرا به من برگردان !!!
وطن من ! ای مجمع الجزایر خوبیها ! ای عزیز مجروح !
از تمام جنگل
دستمالی خواهم ساخت
تا بر زخم تو بگذارم !!
هویت مرا به من برگردان !!!
هویتی که روزاروز بر باد بی مهری خواجگانی میرود که غم خدمتکارانشان نیست.
بارپروردگارا! روا مدار که پیدای ما از پنهان ما ناستوده تر باشد و در ورای صورت
آراسته ی ما سیرتی زشت و ناهموار نهفته باشد.
آنچنان کن که خاطر کسی از ما نرنجد وآنان که در حق ما محبت و مرحمت روا داشته اند
از پاداش سپاس ما خشنود شوند.
به تو پناه می بریم که به حق خویش اکتفا نکنیم و از حد خویش پای به در بریم و آنچه
شایسته ما نیست تمنا بداریم.
به تو پناه می آوریم و تو نیز پناهمان بخش تا موجودی آزمند و خویشتن دوست نباشیم
مگذار که صولت خشم حصار بردباری ما را درهم شکند و حمله ی حسد مناعت فطرت
ما را به مذلت کشاند.
آمین
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:12 توسط مهتاب




