خرقه ما را بدر دوزنده هست / ورنه ما را خود برهنه تر به است/ صوفي ايم و خرقه ها انداختيم/ باز نستانيم چون در باختيم
..............................................
اي خداي بزرگ به من کمک کن تا وقتي مي خواهم درباره ي راه رفتن کسي قضاوت کنم، کمي با کفش هاي او راه بروم (دکتر علي شريعتي) ...............................................
همه پريشاني ها و شومي ها را به گردن عوامل خارجي انداختن، اغفال مردم از واقعيتهاي زشت داخلي است و نتيجه اش ناديده گرفتن و پوشاندن سرچشمه اصلي و كانونهاي نخستيني است كه استعمار يكي از جوششهاي آن است. همه گناهان را به گردن امپرياليسم خارجي بار كردن ، يك نوع تبرئه كردن عوامل حقيقي گناه و جنايت است كه در پيش چشم ما هستند. و من معتقدم كه علت العلل همه حوادث مثبت و منفي را در تاريخ يا اجتماع بايد در درون جست. چه ، بي آن هيچ عامل خارجي نمي تواند در سرگذشت و سرنوشت جامعه اي يك علت گردد. "دكتر شریعتی" ..................................................
ما قبل از پايان سفر هميشه مي ديديم اما ديدنمان سياه مشق تماشا كردن بود هميشه مي شنيديم اما قامت شنيدنمان كوتاهتر از ديوار بين سكوت و صدا بود ما صداي بهم خوردن حرفها را مي شنيديم اما موسيقي آنها را هرگز. ما در عريان شدن رازهاي باكره نامحرم بوديم ! نا محرم ! طاق طاقت ما به ايوان لياقت نرسيد.
..............................................
حرمت نگه دار دلم ! که این اشک، خون بهای عمر رفته من است میراث من ، نه به قید قرعه ، نه به حکم عرف ، یک جا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت. این سرگذشت کودکی است که حتی با سر انگشت پا هرگز دستش به هیچ شاخه آرزویی نرسیده است. " حسین پناهی " .................................................
هرگز از مرگ نهراسیده ام ، هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون باشد.
.................................................
پروردگارا ! این جوانان تنهایی که فریاد درد و عصیان شکست نسل دوم نهضت محمدند و جز حلقوم اعتراضی در برابر منبر "زیاد" و مسجد کوفه هیچ ندارند، سرنوشت آنان را در طومار فتواهای راست و دروغ " شریح" قاضی ها و تکفیرهای شیوخ کوفه بخوان.. !!!! (دکتر شریعتی)